ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

162

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

جنگ برادرش تكش رود و مدعى شد كه مردم خوارزم به او گرايش دارند . او نيز سپاهى عظيم به دو سپرد . اينان بيامدند و خوارزم را محاصره كردند تكش فرمان داد كه آب نهر را بر آنان گشودند ، چنان كه نزديك بود همه در آب غرق شوند . تركان ختايى خود را از مهلكه برهانيدند و سلطان شاه را كه فريبشان داده بود ملامت كردند . سلطان شاه از سردار ختايى خواست كه سپاهى به او دهد تا برود و مرو را از ملك دينار بستاند . ملك دينار از امراى غز بود كه اينك در مرو فرمان مىراند . او نيز سپاهى همراه او كرد . سلطان شاه به سرخس رفت و شهر را به قهر از غزانى كه در آنجا بودند بستد و بسيارى را بكشت و اموال بسيارى را تاراج نمود . ملك دينار به قلعه پناه برد و در آنجا تحصن گزيد . سلطان شاه وارد مرو شد و در آنجا مقام كرد و لشكريان ختا به ما وراء النهر بازگشتند . سلطان شاه در خراسان مقام كرد . و با غزان مىجنگيد و بر آنان هر بار پيروز مىشد . عاقبت ملك دينار فرمانرواى غز از نگهدارى سرخس عاجز شد و آن را به طغان شاه بن مؤيد صاحب نيشابور تسليم نمود و او يكى از امراى خود را به نام قراقوش [ 1 ] بر آن امارت داد . ملك دينار به نيشابور نزد طغان شاه رفت . سلطان شاه آهنگ سرخس نمود و قلعه را محاصره كرد . چون طغان شاه خبر يافت لشكر به سرخس آورد . در اين مصاف طغان شاه شكست خورد و به نيشابور گريخت . اين واقعه در سال 576 بود . قراقوش نيز قلعه را رها كرده به طغان شاه پيوست . سلطان شاه سپس طوس [ 2 ] و زام [ 3 ] را نيز تصرف كرد و عرصه را بر طغان شاه تنگ كرد و او به اين حال ببود تا محرم سال 582 از جهان رخت بربست و پسرش سنجر شاه به جاى او نشست . چون سنجر شاه به حكومت نشست منگلى تكين مملوك جدش مؤيد اىابه زمام كارهاى او را به دست گرفت . دولتمردان از تحكم و خودكامگى به جان آمدند و بيشترشان به سلطان شاه در سرخس پيوستند . ملك دينار با جمعى از سپاهيان غز به كرمان رفت و آنجا را در حيطهء تصرف آورد . منگلى تكين در نيشابور بر رعيت ستمگرى آغاز نهاد و جمعى از دولتمردان را بكشت . در ماه ربيع الاول سال 582 علاء الدين تكش خوارزمشاه ، لشكر به نيشابور راند و دو ماه شهر را در محاصره گرفت . نيشابور به مقاومت پرداخت و خوارزمشاه باز گرديد . بار ديگر در سال 583 لشكر به نيشابور برد . مردم شهر امان خواستند و شهر را تسليم كردند . تكش ، منگلى را بكشت و سنجر شاه را با خود به خوارزم برد و از اكرام او هيچ فرونگذاشت تا آنگاه كه شنيد كه با مردم نيشابور مكاتبه مىكند . پس فرمان داد چشمانش را ميل كشيدند و او تا سال 595 كه از دنيا رفت در نزد تكش مىزيست .

--> [ ( 1 ) ] متن : مراموش . [ ( 2 ) ] متن : نطوش . [ ( 3 ) ] متن : التم .